تبلیغات
...................هر چی - اینم یه کار طنز و باحال برای سال 2013 حتما بخونید


تفاوت املت درست کردن دخترا وپسرا


دخترا

توی ماهیتابه روغن میریزن

اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میكنن


- تخم مرغها رو میشكنن و همراه نمك توی ماهیتابه میریزن


چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میكنن



پسرها


توی كابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن


توی كابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میكنن


ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن


توی ماهیتابه روغن میریزن


توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن


یه دونه تخم مرغ پیدا میكنن


چند تا فحش میدن


دنبال كبریت میگردن


با فندك اجاق گاز رو روشن میكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره


ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد!


ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن


تخم مرغی كه از روی كابینت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك میكنن


چند تا فحش میدن و لباس میپوشن

میرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن


تلویزیون رو روشن میكنن و صداش رو بلند میكنن


روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن


تخم مرغها رو میشكنن و توی ماهیتابه میریزن


دنبال نمكدون میگردن


نمكدون خالی رو پیدا میكنن و چند تا فحش میدن


دنبال كیسهء نمك میگردن و بلاخره پیداش میكنن


نمكدون رو پر از نمك میكنن


صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون


نمكدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن


بوی سوختگی رو استشمام میكنن و میدون توی آشپزخونه

چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن

توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن


با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن


صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون


سریع برمیگردن توی آشپزخونه


تخم مرغهایی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن


ماهیتابه رو میندازن توی سینك


دنبال ظرفهای مسی میگردن


قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن


چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن


یاد نمك میفتن و میرن نمكدون رو از كنار تلویزیون برمیدارن


چند ثانیه فوتبال تماشا میكنن


یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه


روی باقیماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن


چند تا فحش میدن و بلند میشن


نمكدون شكسته رو توی سطل میندازن


قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میكنن


چند تا فحش میدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زیر آب میگیرن


با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن


پارچه رو كه توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میكنن

نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن




..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................



یه دختر خوب...........یه پسرخوب........


یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمی شه


یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه

یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه


یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره)

100000 تا دروغ نمی گه


یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه


یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه


یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری


یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه


یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه


یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه

کلاس اونا رو گوش بده


یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو

مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه


یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه

یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000

تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره


یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و

نقاشی کنه


دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی

- کبری= شانی)
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟


یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه

قرار نمی ده که بابا تندتر برو!


یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ

سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه


یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی

کند


یک پسر خوب هنوز امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمی

دهد


یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه می شود"مشتری گرامی دسترسی شما به

این سایت مقدور نمی باشد"


یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم چشماش مثه چراغهای فولکس نمی

زنه بیرون


یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت می فرسته


یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متریِ هیچ خانمی نمی شینه


یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمی ده


یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه:"ساعت چند"؟ "کی

میای؟" "کجا؟" "دیر نکنی ها"


یک پسر خوب زمانی که کسی می خواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1

به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمی کند


یک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده می بیند ذوق زده نشده و در صدد عقده

ای بازی بر نمی آید


یک پسر خوب که ژیان سوار می شود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی

نمی کشد


یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری

خیابانهای شهر را متر نمی کند


یک پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با

سنجاق قفلی محکم می کند


یک پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبویی شده و چشمش را به

آسفالت می دزود


یک پسر خوب روزی 10بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم

بخت دارند را نمی کند


یک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان آلودگی

صوتی ایجاد نمی کند


یک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار می کند و به هر کس که می رسد نمی

گوید که بجای اصغر به او رامتین و آرش و ... بگویند


یک پسر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و لحاف کرسیه قرمز خال خال

یشمی را به پیراهن تبدیل نکرده و سر زانو خود را جر نمی دهد


یک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به 12 ماه دهانش بوی

تلفن نمی دهد


یک پسر خوب هر صدایی از قبیل قار و قور شکم اهل خانه را با صدای تلفن اشتباه

نگرفته و یک متر به بالا نمی پرد


یک پسر خوب برای بیرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوی آئینه نایستاده و بزک نمی کند


یک پسر خوب تنها جوکهایی را بیان می کند که مورد تائید 1)وزارت ارشاد اسلامی 2)

وزارت بهداشت 3)وزارت مبارزه با تبعیضات استانی و ... باشد


یک پسر خوب در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و نمی رقصد تا آبروی کل خاندان را

بر باد دهد


یک پسر خوب هر زمان که عشقش کشید با زیر شلواری کردی چین پیلیسه دار و یا

بوووووق مامان دوز و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمی پرد ...




..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................






تفاوت زمین خوردن پسراودخترا




پسر در حال دویدن...

زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه خنگول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!

دختر در حال راه رفتن…
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!



..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................



متن چت یک دختر خانم بایک آقا پسر!!



پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟



دختر: سلام. خواهش می کنم.? asl plz

پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟


دختر‌ : تهران/نازنین/۲۲


پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.


دختر: مرسی!شما مجردین؟


پسر : بله. شما چی؟ازدواج کردین؟


دختر : نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟


پسر : من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟

دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.

پسر : wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.


دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هس

تین؟
پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟


دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟


پسر : خیابون دربند. شما چی؟


دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟


پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟


دختر : اسم فامیلی شما چیه؟


پسر : من؟ حسینی! چطور؟


دختر : چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی

امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو

ول کردی نشستی چت می کنی؟


پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب

می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..


دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می

دونم به فریده چی بگم!


پسر : عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو

میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!


دختر :‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا!

راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای

پسر : باشه عمه ملوک! بای……



..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................




چرا میگن بچه ننه نمی گن بچه بابا!

مامان



- بعله ؟

- من می خوام به دنیا بیام …


- باشه .


- مامان


- بعله ؟


- من شیر می خوام


- باشه


- مامان


- بعله ؟


- من جیش دارم


- خب


- مامان


- بعله ؟


- من سوپ خرچنگ می خوام


- چشم


- مامان


- بعله ؟


- من ازون لباس خلبانیا می خوام


- باشه


- مامان


- بعله؟


- من بوس می خوام


- قربونت بشم


- مامان


- جونم ؟


- من شوکولات آناناسی می خوام


- باشه


- مامان


- بعله ؟


- من دوست می خوام


- خب


- مامان


- بعله ؟


- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی

- چشم


- مامان


- بعله ؟


- من یه مهمونی باحال می خوام


- باشه عزیزم


- مامان


- بعله ؟


- من زن می خوام


- باشه عزیز دلم


- مامان


- بعله ؟


- من دیگه زن نمی خوام


- اوا … باشه


- مامان


- .. بعله


- من کوفته تبریزی می خوام


- چشم


- مامان


- بعله ؟


- من بغل می خوام


- بیا عزیزم


- مامان


- بعله ؟


- مامان


- بعله


- مامان


- … جونم ؟


- مامان حالت خوبه


- آره


- مامان ؟


- چی می خوای عزیزم


- تو رو می خوام .. خیلی


- …

***

- بابا


- بعله ؟


- من می خوام به دنیا بیام


- به من چه بچه .. به مامانت بگو


- بابا


- هان؟


- من شیر می خوام


- لا اله الا الله


- بابا


- چته ؟


- من ازون ماشین کوکی های قرمز می خوام


- آروم بگیر بچه


- بابا


- اههههه


- من پول می خوام


- چی ؟؟؟؟ !!!


- بابا


- اوهوم ؟


- منو می بری پارک ؟


- من ماشینمو نمی برم تو پارک تو رو ببرم ؟


- بابا


- هان ؟


- من زن می خوام


- ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز


- بابا


- ….


- من جیش دارم


- پوففف


- بابا


- درد


- من زن نمی خوام


- به درک


- بابا


- بلا


- تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان


- تقصیر عمه ات


- بابا


- زهرمار


- من یه اتاق شخصی می خوام


- بشین بچه


- بابا


- مرض


- منو دوس داری


- ها ؟


- بابا


- …


- بابا


- خررر پفففف


- بابا


- خفه


- بابا


- دیگه چته ؟


- من مامانمو می خوام


- از اول همینو بگو … جونت در بیاد



..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................




مقایسه ی دخترها وپسرها در استفاده از عابر بانک





آقا پسر ها :


1- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.

2- کارت رو داخل دستگاه میذارن.

3- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.


4- پول و کارت رو میگیرن و میرن.



دختر خانم ها :



1- با ماشین میرن دم بانک.


2- به خودشون عطر میزنن.

3- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.


4- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.


5- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.


6- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.


7- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.


8- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.


9- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.


10- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.


11- کارت رو وارد دستگاه میکنن.


12- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.


13- کد رمز رو وارد میکنن.


14- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.


15- کنسل میکنن.


16- دوباره کد رمز رو میزنن.


17- کنسل میکنن.


18- مبلغ درخواستی رو میزنن.


19- دستگاه ارور (خطا) میده.

20- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.


21- دستگاه ارور (خطا) میده.

22- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.

23- پول رو میگیرن.


24- برمیگردن به ماشین.


25- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.


26- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.


27- استارت میزنن.


28- پنجاه متر میرن جلو.


29- ماشین رو نگه میدارن.


30- دوباره برمیگردن جلوی بانک.


31- از ماشین پیاده میشن.


32- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذاره برای آدم)


33- سوار ماشین میشن.


34- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.

35- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.


36- میندازن توی خیابون اشتباه.


37- برمیگردن.


38- میندازن توی خیابون درست.

39- پنج کیلومتر میرن جلو.


40- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره)



..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................




انواع روش دوست پسر پیدا کردن(طنز آموزنده):



روش جوادی: یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک


خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از

چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده

خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند

به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و

د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار

میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری

اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت

کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.

روش یاهو مسنجری: این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به

خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای

آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی

برای رسوندن مفهوم استفاده کنی .اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی

چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!! نکته:این

روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه

هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

روش بچه خر خونی: همون داستان جزوه و این که خودت واردی.

نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد

دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی

حساب نکنی!

روش خرکی: جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه

بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی .

روش مذهبی خفن: چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و

آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و

صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا

شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که

حاجتتو میگیری. نکته:خواهر التماس دعا

روش از ما بهتران: لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!

روش بچه مثبت: طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی

معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد

که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه. نکته:تا حالا چیزی خنده

دار تر از این شنیده بودی؟

روش عرفانی: میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم

انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و

کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر

می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه: اگر با من

نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی خلالصه خیالت تخت باشه

که کارت درسته! نکته: این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و

بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج

در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده .

روش لوس گری: یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی

جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی

شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می

گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلا از ترس سوسک یه مدتی

خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب

پیش بره ما بقیش تضمین شدست (نکته:برادارایه عزیزهمیشه سوسک

همراتون باشه).

روش شهرستانی: یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه

برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه

پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می

زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو

با کرام الکاتبینه! نکته: اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی

موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.



..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................




اگه کیریستف کلب ازدواج کرده بود...


اگر کریستف کلمب (کریستوفر کلمبوس به انگلیسی) ازدواج کرده بود، ممکن بود

هیچ گاه قاره امریکا را کشف نکند٬ چون به جای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک

چنین سفر ماجراجویانه ای٬ باید وقتش را به جواب دادن به همسرش٬ در مورد

سوالات زیر می گذراند:

- کجا داری میری؟


- با کی داری می ری؟


- واسه چی می ری؟


- چطوری می ری؟


- کشف؟


- برای کشف چی می ری؟

- چرا فقط تو می ری؟


- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!


- می تونم منم باهات بیام؟!


- راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟


- بده لیستو ببینم!


- حالا کِی برمی گردی؟


- واسم چی میاری؟


- تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی٬ اینطور نیست؟!


- جواب منو بده؟


- منظورت از این نقشه چیه؟


- نکنه می خوای با کسی در بری؟


- چطور ازت خبر داشته باشم؟


- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟


- راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!


- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟


- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟


- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!


- خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟!


- من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!


- چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟


- اصلا من می خوام باهات بیام!


- فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!


- واسه چی؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان!


- آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!


- تو به عنوان داماد وظیفته!


- راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟



..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................



نامه ی غضنفر به معشوقه اش!



سلام بر تو میدونم که صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمیکنم شایدم نشناختی، منم غضنفر آااه ای عشق من، چند روز که دلم برات گرفته و گلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع میکنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟

امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل نه صد دل من را عاشق خودت کردی. یادت میآید؟
ای بابا عجب گیجی هستی، یادت نمیآید؟
خیلی خنجی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت میکردم با بربری. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی از دست من ناراحت شدی. ولی با عشق و علاگه به طرف من آمدی. خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی عاشقت شدم. از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس میایستادم تا تورا ببینم، ولی هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم.
یک گاب عکس خالی روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم عشقم هروقت آن را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میآورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به گاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی؟
راستی این شمارهای که به من دادی خیلی به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد دل میکنم و تو هم هی میگی مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشق میورزی، مجه نه!؟
یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی، گوساله! این چه وضع ابراز عشقه؟
ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!! آدم انقد بی جنبه؟
ولی میدونم یکی از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من، راستی خواستی بیای ده تا نون بربری هم سر راهت بجیر! یه روزی میام خواستگاریت، میخوام خیلی گرم و صمیمی باباتو ببوسم و چندتا شوخی دستی هم باهاش میکنم که حسابی اول زندگی باهم رفیق بشیم، راستی کلهٔ بابت مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی بهش بجو خیلی طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!
چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فچر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی جیر کردم گل رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چیکار کنم که بیخ ریش خودمی.
راستی من عاشق قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی درست کنی حواست باشه، بی نمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از من خوردی یا از خر! خلاصه اینکه بی قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک!

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول میگشتم



..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................



24 ساعت از زندگی پسرا ودخترا!

پسرها:

ساعت 6:پادشاه پنجم را کشته است.

ساعت 7:پادشاه ششم را میکشد.

ساعت 8:پادشاه هفتم را خرکش میکند.

ساعت 9:سرختم پادشاه هفتم است.

ساعت 10:ته دیگ ختم را میخورد.

ساعت 11:مادرش او را بالگد از سر مجلس چهلم بیرون میکشد.دست ورو نشسته سرسفره مینشیند وبایاد آوری ته دیگه ختم مذکور ،ته سفره را لیس میزند.

ساعت 12:مناسب ترین لباس دم دستی اش را می پوشد وآدامس موزی میخورد که بوی گند دهانش خفه اش نکند.

ساعت 1:کوچه را متر میکند وچشم چرانی میکند.

ساعت 2:خیابون ها را متر میکند وتیکه هواله ی دختر ها می کند.

ساعت 3:بارفقا رفتن فرحزاد وقلیون میکشن.

ساعت 4:شهر را متر میکند وشماره میدهد.

ساعت 5:هم چنان شماره میدهد و هر از چند گاهی تلفن هایش راجواب میدهد.

ساعت 6:کلا درگیر زنگ ها شده است.قرار میگذارد.

ساعت 7:بیشتر قرار ها را میپیچاند.وسر یکقرار حاضر می شود.

ساعت 8:درحال لاس زدن با کیس مورد نظر در کافی شاپ.

ساعت 9:چند دختر را شکست عشقی میدهد ودر دلش هرهر به سادگی آنها میخندد.

ساعت 10:خیابان متر میکند واس ام اس شب بخیر عسلم،بوس بوس.را برای 100 نفر به طورهمزمان میفرستد.

ساعت 11:ته مانده ی سفره ی شام را درخندق بلا میریزد.

ساعت 12:در حال نگاه کردن برنامه ی 90 چند فحش هواله ی تیم حریف می کند.

ساعت 1:درحال تماشای فیلم اکشن.

ساعت 2:در حال تماشای فیلم جنایی.

ساعت 3:درحال تماشای فیلم عشقی.

ساعت 4:خبر مرگشان کپه شان را گذاشته اند ودر حال کشتن پادشاه اول هستند!


دخترها:

صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..
6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .
7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!
8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…
9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)
10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .
11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .
12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )
1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .
2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!
3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!
4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.
5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.
6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.
7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.
8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.
9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)
10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!
2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.
5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!




..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................



خدا هیچ کسو اینجوری ضایع نکنه!



علی : خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟


دانیال : خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن.

علی : آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم، می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر ماچش می کنم و حسابی اون چشمای قشنگشو می بوسم.

وای که چه موهای لختی داره پارمیدا.
علی : خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟

دانیال : خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن.

علی : آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم، می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر ماچش می کنم و حسابی اون چشمای قشنگشو می بوسم.

وای که چه موهای لختی داره پارمیدا.

آدم دوست داره دستشو بکنه لای موهاش. با اینکه فقط

عکسشو دیدما، ولی عاشقش شدم. وای که این پارمیدا

چقدر ناز و خوردنیه! باور کن ببینمش اصن نمی ذارم

از توی بغلم تکون ...

دانیال : ببین ادامه نده. پارمیدا اسم زنمه! اسم دخترم معصومه ست!

آدم دوست داره دستشو بکنه لای موهاش. با اینکه فقط

عکسشو دیدما، ولی عاشقش شدم. وای که این پارمیدا

چقدر ناز و خوردنیه! باور کن ببینمش اصن نمی ذارم

از توی بغلم تکون ...

دانیال : ببین ادامه نده. پارمیدا اسم زنمه! اسم دخترم معصومه ست!


..............................................................................................................................................................................................................................................

-----------------------------------------------------------------------

.............................................................................................................................................................................................................................................


سیندرلا!



یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آبی بود ، یه دختر خوشگل بی پدر مادر زندگی می کرد. اسم این دختر خوشگله سیندرلا بود که خیلی خوشگل بود .

سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت سیندرلا پارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیک توت فرنگیه منو آماده کردی ؟ سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده ی گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامی صغی ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه الهی بمیرم برای این دختر خوشگله که بدبختیهاش یکی دو تا نبود . .... القصه ، یه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشی زیر دلش زده بود ، خر شد و تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن می خوام ..... مامانش : تو غلط می کنی پسره ی گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ دیگه زن گرفتنت چیه؟......... شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پیر پسر می شم ، دارم مثل غنچه ی گل پرپر می شم .....مامانش در حالی که اشکش سرازیر شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شیر و شکرم ، پسر گلم ، می خوای با کی مزدوج شی؟ ....... شاهزاده : هنوز نمی دونم ولی می دونم که از بی زنی دارم می میرم ...... مامانش : من از فردا سراغ می گیرم تا یه دختر نجیب و آفتاب مهتاب ندیده و خوشگل مثل خودم برات پیدا کنم . خلاصه شاهزاده دیگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش یه دختر با کمالات و تحصیل کرده و امروزی براش گیر بیاره. یه روز مامانش گفت : کوچولوی عزیز مامان ، من تمام دخترای شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردنی برات بگیرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردنی؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمی فهمی ، برای اینکه مهریه بهش ندی، پس آخه تو کی می خوای آدم بشی ؟ روز مهمونی فرا رسید ، سیندرلا و زری و پری هم دعوت شده بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه میمون ، اما سیندرلا ، وای چی بگم براتون شده بود یه تیکه ماه ، اصلا" ماه کیلویی چنده ، شده بود ونوس شایدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبیه چی شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سیندرلا رو با خودش نبرد ، سیندرلا کنار شومینه نشست و قهوه ی تلخ نوشید و آه کشید و اشک ریخت . یهو دید یه فرشته ی تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با یه دماغ سلطنتی و چشمای لوچ جلوی روش ظاهر شد ....سیندرلا گفت : سلام....... فرشته : گیریم علیک . حالا آبغوره می گیری واسه من ؟ ...... سیندرلا : نه واسه خودم می گیرم .......فرشته : بیجا می کنی ، پاشو ببینم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ...... سیندرلا : آرزو می کنم که به مهمونیه شاهزاده برم ...... فرشته : خوب برو ، به درک ، کی جلوی راهتو گرفته دختره ی پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سیندرلا : چشم میرم ، خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سیندرلا پا شد ، می خواست راه بیفته . زنگ زد به آژانس ، ولی آژانس ماشین نداشت . زنگ زد به تاکسی تلفنی ولی اونجا هم ماشین نبود . زنگ زد پیک موتوری گفت : آقا موتور دارید؟ یارو گفت : نه نداریم. سیندرلا نا امید گوشی رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هی میگی برو برو ، آخه من چه جوری برم؟ فرشته گفت : ای به خشکی شانس ، یه امشب می خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبیا ببینم چه مرگته بلاخره یه خاکی تو سرمون می ریزیم . با هم رفتند تو انباری ، اونجا یدونه کدو حلوایی بود ، فرشته گفت بیا سوار این شو برو ، سیندرلا گفت : این بی کلاسه ، من آبروم می ره اگه سوار این بشم . فرشته گفت : خوب پس بیا سوار من شو !!! سیندرلا گفت : یه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت می خوره؟ .... فرشته : بعله می خوره .....سیندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگریش و رو هوا چرخوند و کوبید فرق سر آناناس و گفت : یالا یالا تبدیل شو به پرشیا. بیچاره آناناس که ضربه مغزی شده بود از ترسش تبدیل شد به یه پرشیای نقره ای. فرشته به سیندرلا گفت : رانندگی بلدی؟ گواهینامه داری؟....... سیندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بمیری تو ، چرا نداری؟..... سیندرلا : شهرک آزمایش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم...... فرشته : ای خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ی یه سوسک بدبخت که رو دیوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشیا نگاه می کرد . سوسکه تبدیل شد به یه پسر بدقیافه ، مثل پسرای امروزی . سیندرلا گفت : من با این ته دیگ سوخته جایی نمیرم.....فرشته : چرا نمیری؟........ سیندرلا : آبروم می ره....... فرشته : همینه که هست ، نمی تونم که رت باتلر رو برات بیارم ....... سیندرلا : پس حداقل به این گاگول بگو یه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختی بود حرکت کردند سمت خونه ی پادشاه. وقتی رسیدند اونجا دیدیند وای چه خبره ! شکیرا اومده بود اونجا داشت آواز می خوند ، جنیفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تیلیت می کرد . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه می رفت (آخه بی چاره صغرا خانم از بی شوهری کپک زده بود ) خلاصه تو این هاگیر واگیر شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه صد دل عاشقش شد . سیندرلا هم که دید تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ی ملوسم منو می گیری ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........ سیندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالی که چشماش از خوشحالی برق می زد گفت : آره می گیرمت ، من همیشه آرزو داشتم شماره ی پای زنم 37 باشه. خلاصه عزیزان من شاهزاده به مهمونا گفت : ای ملت همیشه آن لاین ، من و سیندرلا می خواهیم با هم ازدواج کنیم ، به هیچ خری هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه سپس با هم ازدواج کردند و سالهای سال به کوریه چشم زری و پری و صغرا خانم ، به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند و شونصد تا بچه به دنیا آوردند



پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

پیچک

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.