تبلیغات
...................هر چی - یه توپ دارم قلقلیه



تمام شعر ها متعلق به نیماست لطفا كپی نكنید  



داستان شماره ی  1:


یه توپ دارم قلقلیه...

سرخ و سفید و آبیه... 

زدم زمین ترکید...

بابام از پنجره دید...

بابام منو كتك زد...

با یه آلو خرم كرد...

من این آلو رو خوردم...

 بعدش از دل درد مردم...

خدا بگم چی كار كنه...

بابامو كله پا كنه.... 

بابام برام یه توپ خرید... 

یه توپ چل تیکه خرید...

هر چی زدمش زمین...

دیگه اون نترکید...

... . ادامه دارد




داستان شماره ی 2 :



من مشقا مو نوشتم... 

بابا م بهم عیدی داد... 

یه توپ دو لاییم داد... 

من این توپ و برداشتم...

با بچه ها كل گذاشتم...  

توپمو شوت کرد حسن...

 شیشه ها همه شکستن ...

منو دید اصغر اقا...

فرار کردن نامردا....

منو اصغر اقا زد...

گفت کی توپو شوت کرد...

گفتم این توپ رو من نداشتم ....

داشتم مشقامو مینوشتم ...

حسن گفت توپم ابیه ....

بریم وقته بازیه...

اصغر اقا حسن زد ...

اون توپ به شیشتون زد...

...ادامه دارد




داستان شماره ی 3:



بابام یه توپ دیگه داد....  

من اون توپ و برداشتم...

من از این توپا نداشتم... 

میزدم زمین هوا میرفت...

نمیدونی تا كجا میرفت...

ننم یهو صدام زد... 

پس گردنم زد ...

مشقاتو نوشتی تو...

چاقو بزنم توپتو...

گفتم مامان نوشتم....

نشونی بهش دادم...

....خلاصه...

مشقامو خوب نوشتم...

 بابام به من عیدی داد...

یه ماشین پلیس داد...

میبردمش تو کوچه ...

پز میدادم به همه ...

اونا ماشین پلیس نداشتش ...

جز توپ هیچی نداشتن ...

اونم تازه باباشون...

 عیدی داده بهشون...

ماشین پلیسم اژیر داشت... 

چراغ آبیم داشت...


ادامه دارد










پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

پیچک

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.