تبلیغات
...................هر چی - شعر و شاعری


دیابت لباتم، خراب اون چشاتم، عاشق اون صداتم، بادبون کشتیاتم، دیونه ی نگاتم، روانیه اداتم، دیگه جی میخوای ، بخوای نخوای فداتم




پروانه ی من در دامی اسیر است که عنکبوت آن سیر است

....نه می تواند بپرد

....نه بمیرد





    تو را طلب نمیکنم…نه اینکه بی نیازم … صبورم . . .



گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن گـفـت:فــقـط مــن ؟ گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد


 گفتم دل و جان در سر کارت کردم / هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا تو که باشی که بکنی یا نکنی؟ / آن من بودم که گرفتارت کردم (عطار)



 درد غریبیست تنهایی و بی کسی ، امان از دلی که دلبر ندارد

دلربایانه دگر بر سر ناز آمده ای / از دل ما چه به جا مانده که باز آمده ای ؟


«برخاک بخواب نازنین تختى نیست» «آواره شدن حکایت سختى نیست» «ازپاکى اشکهاى خود فهمیدم» «لبخند همیشه راز خوشبختى نیست»



زمان ! به من آموخت که : دست دادن معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ...



 من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی 

ولی بی دوست میمیرم در این مرداب تنهایی



زندگی چون قفس است ،

قفسی تنگ پر از تنهایی ،

و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان ،

و سپس بال و پر عشق گشودن ،

بعد از آن هم پرواز 



یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم / شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم . . . ؟



امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد



بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟ دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟ آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟ 



 شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت

 دوریت آمد به یادم هستی ام آتش گرفت . . .
  



 زندگی تجربه ی تلخ فراوان دارد و سه تا کوچه و پس کوچه و یک عمر بیابان دارد .



 چه غریباه میگریست در آن شب بی تو، تکه ابری که سکوت وجودم را فهمید، و چه غریبانه خندیدم آن روز که بی تو مرگم را نفهمیدم



 من و این داغ در تکرار مانده ، من و این عشق بیدار مانده ، مپرس از من چرا دلتنگ هستم ، دلم بین در و دیوار مانده .



دست به صورتم نزن می ترسم بیفتد.. نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی . . .



 آنهایی که با من و شما “راه” نمی آیند، برای دیگران می دوند . . .



چشم مستی که تو داری به خدا زنجیر است

هر که پا بند تو شد ، تا به قیامت گیر است . . .



 خسته از نامردی ام از مرغ شب تنها ترم

 آنقدر تنها که کس جز غم نباشد باورم



 قصه از حنجره ایست  

که گره خورده به بغض

یک طرف خاطره ها

یک طرف فاصله ها

درهمه آواز ها

حرف آخر زیباست

آخرین حرف تو چیست؟

تا به آن تکیه کنم

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست



 گرگ خون آشام را در گله مهمانى مبر،.

تا نگردد بره ات قربان نام دوستى.

مار سرما خورده را در آستینت جا مده،

آن ستم گستر كجا داند مقام دوستى



گفتم:خدایا از همه دلگیرم گفت:حتی من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری؟ گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟ گفتم:خدایا کمک خواستم. گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوستت دارم. گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من! گفت:من توام، تو من 



 بی تو هر شب عاشقی بارانی ام.

لاله ای پژمرده و زندانی ام.

بی تو در کنج همه دلواپسی.

بی تو من آغاز یک ویرانی ام



 برای تا ابد ماندن باید رفت... گاهی به قلب کسی.... گاهی از قلب کسی



 دوباره سیبی بچین حوا،خسته ام بگذار از این جا هم بیرونمان کنند!!!



 امیری به شاهزاده خانمی گفت : من عاشق توام ... شاهزاده گفت : زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است ... امیر برگشت و دید هیچکس نیست . شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!! عاشق به غیر از معشوقش نظر نمی کند .



 در بیکران دور،بر سنگ سخت گور،

با گوهر سرشت،دستی چنین نوشت:

دنیایم فدای دوست




 دنیای ما اندازه هم نیست

من عاشق بارون و گیتارم

من روزها تا ظهر می‌خوابم

من هر شبُ تا صبح بیدارم



 ای اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بیمار من ،

ای غم ، تو هم لذت ببر از این همه آزار من



 بخدا گفتم: ” بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو … “. خدا خندید و گفت: ” بندگی کن، همه دنیا مال تو … من هم مال تو … ”



 ردپایت را که میگیرم ، از تو دورتر می شوم ، شاید کفش هایت را برعکس پوشیده ای !



خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... خیلی سخته که کسی رو دوست داشته باشی، اما ندونه ... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ... خیلی سخته که عشق رو از نگاه کسی بخونی ، اما نتونه بهت بگه ... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ... خیلی سخته که دلت بخواد گریه کنی ، اما بهونه ی درست و حسابی نداشته باشی ... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت ... خیلی سخته که دوسش داشته باشی ، اما نتونی باهاش بمونی ... ... خیلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پایین ، اما یه دفعه اشک از چشات جاری بشه ... خیلی سخته که وقتی که رفتی تا با پول تو جیبی چند ماهت برای تولدش کادو بخری با یکی دیگه ببینیش ... خیلی سخته که بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشی حرفش یه (( ن )) کم داشته ... خیلی سخته که کسی که تموم زندگیت رو به پاش ریختی ، با بی رحمی تموم تو چشمت نگاه کنه و بگه : دیگه دوست ندارم ... خیلی سخته که یه عمر با خیال یه نفر زندگی کنی ، اما وقتی فهمید عاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه ... خیلی سخته که دلت رو به کسی خوش کنی که یه دلخوشی دیگه داره ... خیلی سخته که ازت بپرسه : حاضری باهام بمونی ؟ و تو با اینکه آرزویی جز این نداری ، مجبور باشی بگی : نه ... خیلی سخته که وقتی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودت ، می ری که حرف دلتو بهش بگی ، با یه معذرت خواهی کوچیک بگه : فعلاً سرم شلوغه ... خیلی سخته که صمیمی ترین دوستت بهت خیانت بکنه ... خیلی سخته که همیشه مجبور باشی سخت ترین چیزها رو





همه ی پل های پشت سرم را خراب کردم ؛ از عمد . . . راه اشتباه را نباید برگشت


پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

پیچک

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.